آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

14

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

مىشود كه پيش از من هيچ فرد اروپائى از آن عبور نكرده و در دومى موضوعاتى ذكر شده كه در اغلب كتابهائى كه راجع به آسياى ميانه نوشته‌اند به آن اشاره نگرديده است . در پايان ناگزيرم از حسن استقبال اشخاصى كه بمحض ورودم به لندن كار انتشار اين كتاب را تسهيل كردند با گرمى سپاسگزارى كنم . نخست بايد از « سرژوستن » « 1 » و « ليدى شيل » « 2 » نام ببرم . در ايشان مهمان‌نوازى شرقى را با صميميت فراوانى كه مختص اخلاق انگليسى است توأم يافتم و خاطرهء مهربانيهاى آنها تا ابد در قلبم خواهد ماند . من به « سر را در يك مورشيسن » « 3 » كه در عالم زمين‌شناسى مى توان او را همدرس « نستور » « 4 » دانست و « ويكونت سترانگفورد » « 5 » كه در بين مستشرقين داراى قرب و منزلت فوق العاده است و همچنين « م . لايار » « 6 » كه مقام معاونت وزارت را دارد كمتر از دو نفر اول مديون نيستم . هنگام مسافرت در آسياى ميانه خدماتى را كه به من ميشد با دعاى خير جبران ميكردم ولى درين‌جا براى اداى دين خود ، نسبت بمساعدت اشخاص جز حرفهاى ساده چيزى ندارم كه بگويم ، ولى اين كلمات لااقل صميمانه است و از ته قلبم بيرون ميآيد . آ . وامبرى « 7 » لندن 28 سپتامبر 1864

--> ( 1 ) - Sir Justin ( 2 ) - Lady Sheil ( 3 ) - Sir Roderick Murchison ( 4 ) - Nestor پادشاه پيلوس كه مسن‌ترين پادشاهان در جنگ تروا بود و بخردمندى شهرت داشت . ( 5 ) - Vicomte Strangford ( 6 ) - Mr Layard ( 7 ) - A . Vambery